السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
19
تفسير الميزان ( فارسي )
دو حتى چشم بر هم زدنى از يكديگر جدا نمىشوند ، تا كنار حوض بر من در آيند ) ، « 1 » منصوب براى چنين مقامى كرده ، و خدا هم تصديقش كرده ، كه فرموده : ( إِنَّما يُرِيدُ اللَّه لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً ) ، « 2 » و نيز علم به قرآن را از غير ايشان كه مطهريناند نفى كرده ، و فرموده : ( إِنَّه لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ ، فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ ، لا يَمَسُّه إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ ، « 3 » ( به درستى كه اين قرآن كتابى است كريم و خواندنى در كتابى مكنون كه احدى جز مطهرين با آن تماس ندارد ) . اين پيغمبر و اين امامان اهل بيت ع ، طريقه شان در تعليم و تفسير قرآن كريم ، بطورى كه از احاديث تفسيرى آنان بر مىآيد ، همين طريقه اى است كه ما بيان كرديم ، و ما به زودى آن احاديث را در ضمن بحثهاى روايتى اين كتاب از نظر خواننده عزيز مىگذرانيم ، آن وقت خواهيد ديد كه هيچ اهل بحثى در آن همه روايت حتى به يك حديث برنميخورد ، كه رسول خدا و يا ائمه اهل بيت ع در تفسير آيه اى از حجت و برهانى علمى و نظرى و يا فرضيه اى علمى كمك گرفته باشند . و چطور ممكن است چنين كارى كرده باشند ؟ با اينكه رسول خدا ( ص ) در باره قرآن كريم فرمود : ( وقتى فتنه ها چون پاره هاى شبى ديجور راه خدا و راه نجات را بر شما مشتبه كردند ، در آن هنگام بر شما باد به قرآن ، كه او شافعى است ، كه شفاعت و وساطتش امضاء شده ، و شكوه گرى از نقائص بشر است كه خدا او را تصديق كرده ، هر كس آن را به عنوان كارنامه پيش روى خود بگذارد ، تا به آن عمل كند ، او وى را به سوى بهشت مىكشاند ، و هر كس آن را پشت سر اندازد ، و به برنامه هايى ديگر عمل كند ، همان قرآن او را از پشت سر به سوى آتش مىراند . قرآن دليلى است كه بسوى بهترين سبيل راه مىنمايد ، و آن كتاب تفصيل ، و جدا سازى حق از باطل است ، و كتاب بيان است ، كه هر لحظه به تو سعادتى ميدهد ، كتاب فصل است ، نه شوخى ، كتابى است كه ظاهرى و باطنى دارد ، ظاهرش همه حكمت است ، و باطنش همه علم ، ظاهرش ظريف و لطيف ، و باطنش بسيار ژرف و عميق است ، قرآن داراى دلالتها و علامتها است ، و تازه دلالتهايش هم دلالاتى دارد عجائب قرآن را نمىتوان شمرد ، غرائب آن هرگز كهنه نمىشود ، در آن چراغهاى هدايت ، و مناره هاى حكمت است ، قرآن دليل بر هر پسنديده است نزد كسى كه انصاف داشته باشد . « 4 » بنا بر اين بر هر كسى لازم است كه ديدگان خود را در آن بچراند ، و نظر خود را به اين صفات برساند ( و با اين صفات به قرآن نظر كند ) تا دچار هلاكت نشود ، و از خليدن خار به پاى چشمش
--> 1 - احقاق الحق ج 9 ص 309 - 371 و بصائر الدرجات ص 413 2 - احزاب - آيه 33 3 - الواقعه - آيه 79 4 - تفسير عياشى ج 1 ص 2